امروز: جمعه 28 دی 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
دسته بندی صفحات
لینک دوستان
بلوک کد اختصاصی

دانلود تحقیق مفهوم كلی فضا و مكان

دانلود تحقیق مفهوم كلی فضا و مكان دسته: معماری
بازدید: 1 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 95 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 147

وابستگی انسان به فضا دارای ریشه های عمیق می باشد این وابستگی از نیاز به درك روابط اجتماعی انسان جهت ثبت مفهوم و حاكمیت بر دنیای حوادث و رویدادها سرچشمه می گیرد

قیمت فایل فقط 7,700 تومان

خرید

مفهوم فضا

« وابستگی انسان به فضا دارای ریشه های عمیق می باشد . این وابستگی از نیاز به درك روابط اجتماعی انسان جهت ثبت مفهوم و حاكمیت بر دنیای حوادث و رویدادها سرچشمه می گیرد . » [1]

انسان خود را با محیط وفق می دهد .

« بسیاری از حركات [2] بشر واگر است بدین معنی كه اشیاء مورد ارتباط مطابق با چنین روابطی به دوره نزدیك ، بیرونی ، اندورنی ، مفرد ، جمع و پیوسته و گسسته تقسیم گردیده اند . لذا فضا وجه خاصی از ایجاد ارتباط نمی باشد بلكه گونه ای است از هر ایجاد ارتباطی . [3] بنابراین فضا فقط یك جنبه از ارتباط كلی می باشد . « برای اینكه انسان بتواند تصورات خود را از قوه به فعل درآورد لازمست كه روابط واگرا را درك نموده و ‌آنها را در قالب یك مفهوم فضایی هم آهنگ نماید .

برادشتهای جدا شونده انسانهای اولیه ، روابطی واقعی هستند كه بر اشیاء و نقاط دلالت داشته و به همین دلیل دارای رنگ عاطفی شدیدی می باشند . ( با این وجود فلاسفه یونانی فضا را شیئی بازتاب خوانده اند . [4]

سیر تاریخی مفهوم فضا

جهت آشنایی بیشتر با مفهوم كلی فضا سیر كلی را در تاریخ انجام می دهیم كه به دلیل گسترده بودن موضوع وارد جزئیات بحث نخواهیم شد .

« هر چند مصری ها و هندی ها نظرات متفاوتی در مورد فضا داشتند ، اما در این اعتقاد اشتراك داشتند كه هیچ خط مشخصی بین فضای درونی تصور و یا واقعیت ذهنی ، یا فضای برونی واقعیت عینی وجود ندارد . در واقع فضای درونی و ذهنی رؤیا ، اساطیر و افسانه ها با دنیای واقعی روزمره تركیب شده بود . به همین ترتیب زمان به صورت یك توالی پی در پی كه با سرعت ثابت جریان داشت محسوب نمی شد بلكه بین واقعیت و اسطوره در حركت بود . جهان عینی و خارجی ای در بینش اساطیری آنگاه روشن می شود كه نسبتی تشبیهی با جسم انسان پیدا كند و چون از سوی دیگر در اغلب اساطیر اعضای انسان با اجزای جهان منطبق است از این رو عالم نوعی وحدت « ارگانیك » می یابد . آنچه بیش از هر چیز در فضای اساطیری توجه را به خود معطوف می كند جنبه « ساختی » و نظام یافته فضاست ولی این فضای نظام یافته مربوط به صورت نوعی اساطیری است كه برخاسته تخیل آفریننده اند .

مشخصه تفكر یونانیان در مورد فضا را می توان در تفكرات اقلیدسی یا هندسه اقلیدسی مشاهده نموده . البته پیش از اقلیدس ، مصری ها ، بابلیها و هندوها با هندسه آشنایی داشتند اما اقلیدس بود كه كلیه این قضایا را جمع آوری كرد و پایه گذار علمی جدید شد . هندسه یك سیستم و نظام كاملی مبتنی بر انتزاع ذهنی بود . فضای اقلیدسی فضایی یكسان و همگن و پیوسته بود كه در آن هیچ چاله ، برآمدگی یا انحنایی وجود نداشت . فضای اقلیدسی فضایی قابل اندازه گیری بود ….

در محیط مذهبی و دینی دوران مسیحیت ، فضا تكه تكه شد و همگنی خود را از دست داد و دیگر قابل اندازه گیری نبود . فضا جهت دار شد . بهشت در اوج و جهنم در نازلترین سطح بود ، اما هیچ كدام با فضای واقعی و روزمره در ارتباط نبود . میرچا الیاده می نویسید : « برای فرد مذهبی فضا  همگن نیست و او در نقاط قطع و شكستی
می بیند . » این تصور بخشهای منفرد و مجزای فضا منجر به تكه تكه شدن بیشتر مفهوم فضا شد .

دكارت در حد فاصل بین دوران شكوفایی كلیسا از یك سو و اعتلای فلسفه اروپا از سوی دیگر به طور سیستماتیك هر یك از عقایدش را مورد شك و تردید قرار داد . روش دكارتی به همه سطوح قدر و منزلتی واحد می دهد و اشكال به عنوان قسمتهایی از فضای نامتناهی ( پیوسته  و سه بعدی ) پدیدار می شوند . تا پیش از این فضا تنها اهمیتی كیفی داشت و مكان جسم به كمك عدد بیان نمی شد .

لایب نیتز نیز معتقد بود كه فضا صرفاً سیستمی از روابط است . یكی از بهترین نكات تئوری مونادهای لایب نیتر دو نوع فضایی است كه مطرح می كند : یكی ذهنی در ادراك هر موناد و دیگری عینی كه شامل تجمع نقاط دید مونادهای متنوع است. [5]

نیوتن معتقد به مطلق بودن فضا و زمان داد  دكانت فضا را اقلیدسی كه تنها سه بعد داشت می دانستد . از نظر كانت فضا و زمان مسائل مفهومی و شهودی در ذهن انسان بودند .

در دیدگاه نسبیت « اشیاء حقیقتاً به دلیل یك تغییر شكل پلاستیك در فضایی كه در آن قرار دارند ، تغییر شكل می دهند . اقلیدس می گفت كه فضا همگن و ثابت است ، نیوتن فضا را مطلق می دید اما فضای انشتین خصوصیات ژله ای داشت كه بسته به سرعت بیننده خود را به اشكال مختلف نشان می داد . » [6]

« به هرحال مفاهیم فیزیكی و ریاضی از فضا تنها قسمت كوچكی از نیاز اساسی بشر را در مورد ایجاد ارتباط برآورده می كند . با تعیین كیفیت كل رویداد از گذشته دنیای قابل شناختی از روابط تنهایی و مطلق نتیجه گرفته شده است كه با زندگی روزمره نسبت مستقیم و مختصری دارد .

اگر چه بقایای پراكنده درك و بینش ، بطور غریزی در بشر محفوط مانده است ، بهمان ترتیب نیز جنبه های معین و محقق از موجودیت او از قبیل علاقه ها و روابط عاطفی محیط انسانی ، كاهش یافته اند . از این نظر باید سعی شود تا به مفاهیم فضا ( كه به آنها اشاره شد ) بوسیله جنبه های عاطفی ، حركات و اخلاق ، فزونی بخشیم .

حدود یك قرن پیش به این طرف فضای انسانی ، مورد مطالعه روانشناسان بوده است . صرف نظر از مسئله تجربه بشر از محیط خودش ، این امر به اثبات رسیده است كه درك فضا هر جا با تغییراتی در آمیخته تبدیل به روند پیچیده ای گشته . [7]

« در فرهنگ معین » فضا این طور معنا شده است :

1 ـ مكان [8] وسیع ، زمین فراخ ، مساحت .

2 ـ ( جغ ) مكانی كه كره زمین در منظومه شمسی اشغال می كند .

المنجد این واژه را چنین معنا كرده است : « ما اتسع من الارض ، الساحه / یقال « مكان فضا » ای واسع ، « یعنی « زمینی كه گسترده باشد . مساحت / وقتی می گویند « مكانی فضا است » یعنی وسیع است . » [9]

هایدگر می نویسد « Run , Raum ، یعنی جای خالی و آزاد شده ای برای اسكان و اقامت كردن . فضا امری است كه برای آن جایی باز  شده باشد یعنی حد و مرزی داشته باشد ، به زبان یونانی آن را پرس [ mepas ] می گویند . حد و مرز آن نیست كه فراسوی آن چیزی ، دیگر آن نباشد كه هست ، بلكه همانطور كه بصیرت یونانیان نشان می دهد ، حد و مرز ، مبدأ وجود و ماهیت هر چیز است . به همین دلیل مفهوم آن عبارت است از افق ( هرسیموس ) یعنی حد و مرز . فضا بنا بر ماهیتش آن چیزی است كه برایش جایی باز شده آن امری است كه در حدود و شعورش رها شده باشد . امر جا یافته همیشه مستقر است و در نتیجه متصل است یعنی امری است كه به اعتبار مكان گرد هم آمده است . » [10]

انواع فضا

از نظر كریستین نوربرگ شولتز پنج مفهوم تمایز فضا می توان فرض كرد .

1 ـ فضای پراگماتیك رفتار فیزیكی : « بشر را با محیط طبیعی ارگانیك وار در
می آمیزد . » [11]

2 ـ فضای ادراك آنی : « اساس شناخت و هویت بشر در این فضا » بصورت یك تجرد می باشد .

3 ـ فضای هستی كه بوجود آوردنده تصور دائمی بشر از محیطش می باشد :

4 ـ فضای قابل شناخت دنیای فیزیكی : مفهوم این فضا  اینست كه انسان قادر به تفكر درباره فضاست . »

5 ـ فضای مطلق روابط منطقی و محضی : كه وسیله ای است برای توصیف فضاهای دیگر .

« این مراتب نمایشگر یك تجربه در حال رشد از عالم پراگماتیك در حد پائین به سوی فضای منطقی در حد بالا بوده كه همانا افزایش موضوع ، آگاهی می باشد  ….

از روزگار قدیم اقوام بشر درباره فضا ، تنها منحصر به شناخت آن نبوده ، بلكه او فضا را درك نموده در فضا متولد شد و درباره آن تفكر نموده است .

ولی باز هم برای بیان انجام دنیای خود به صورت تصوری واقعی از جهان دست به آفرینش و ایجاد فضا نموده و این ابداع را توصیف یا فضای هنری نامیده كه از نظر درجه بندی در حد بالای فضای قابل شناخت قرار می گیرد . [12]

ما در بحث خود از مفهوم فضای هستی و فضای معماری مراجعه می نماییم و منظورمان از فضا و بحث راجع به آن این دو فضا می باشد .

« فضا مركزی دارد كه عبارتست از ذی شعور و به این خاطر از جهات مسیرها كه با حركات قد و قامت انسان تغییر می یابند ، دارای سیستمی است عالی كه محدود ولی هیچ گاه ساكن نمی باشد …. ذكر این نكته كه انسان غالباً مركز فضای معماری بوده و مسیرها و جهت های آن با حركات بدن وی ( قد و قامت انسان ) تغییر می یابند ، صحیح به نظر نمی رسد . بلكه قدر مسلم این است كه معماری بالنفسه به ذات خود ، و جدا از توهمات و دارای مراكز و جهات مخصوص به خود می باشد . » [13]

البته ما تحقیق بیشتر درباره فضای معماری بستگی به درك فضای وجود هستی خواهد داشت .

پیاژه بیان می كند كه « فضا یكی از بافتهایی است كه دلالت بر هستی و وضعیت عالم ما دارد نظر هایدگر : شما نمی توانید بشر را از یكدیگر مجزا تلقی نمائید . فضا نه شیئی ظاهری و نه یك دریافت ذاتی و درونی می باشد . » [14] و هستی آنها از مكانهای آنها سرچشمه می گیرد . كه در مفهوم مكان سكونت نهفته است . « ما فقط زمانیكه قادر به سكونت شدیم ، می توانیم بسازیم ، سكونت خصوصیت اصلی و اساسی موجودیت و هستی می باشد و فضای است و در بشر پیشرفته بایستی در كلیت و تمامیت آن كه به رویدادهای مهم تجربه شده در آن شامل می گردد در نظر آید . برای اینكه كیفیت ویژه این فضا ، ترتیب و تنظیم آن نمایشگر مبین موضوعی است كه آن را آزموده و در آن سكنی می گزیند . » [15] البته برای درك بیشر این دو فضا در فصل بعد به ارائه عوامل آن ها می پردازیم كه در روشنایی مطلب تأثیر بسزایی را دارا می باشد .

انواعی از این دو فضا را در ذیل بیان می كنیم .

فضای روز و شب

اگر در نگرش فضا ، عامل زمان را نیز در نظر بگیریم می بینیم كه وجه اختلاف جدیدی بوجود می آید . در تجربه فضا بولنف اختلافی بین روز و فضای شب قائل است : «فضای روز برای ادراك تقدم دارد . تصور معمولی ما از فضا ، از فضای روز حاصل شده است . برای شناخت فضای شب به ناچار ما از این تصور استفاده می كنیم تا
بتوانیم فضای شب را درك كنیم …. فضای روز پر از نور است و فضای شب غرق در تاریكی . [16]

فضای عمومی و خصوصی

فضای پاول باورت [17] معتقد است كه یك روابطه نسبی بین شدت رابطه مقابل میان فضای عمومی و خصوصی از یك سو و شخصیت شهری یك مسكن از سوی دیگر وجود دارد . هر چه این ارتباط عمیقر باشد محیط ، شهری تر می باشد . [18]

انسان میان عرصه های عمومی و خصوصی در رفت و آمد است ، عرصه خصوصی ، فضای تنگ منزل و مسكن است و عرصه عمومی در پیرامون آن متمركز است .

خانه مسكونی [19] به عنوان فضای خصوصی ، مرجع اصلی انسان است ، مركزی است كه شخصاً تجربه شده و جایی است كه انسان از آنجا حركت خویش را آغاز می كند و باز به آن بر می گردد . سكونت تنها به معنای گذراندن وقت در یك محل نیست بلكه خود را در خانه خویش احساس كردن است . گرچه امروزه این مطلب به دلیل تغییر مسكن های مداوم چنانكه باید واضع و مبرهن به نظر نرسد . « خانه » كه انسان در آن متولد می شد ، رشد می كرد و سرانجام می میرد از آغاز تا پایان « مكان اولیه » انسان بود . در بین بسیاری از ملل چنین رسم بود كه برای حفظ تداوم یك مدل گلی از خانه را
همراه اجساد دفن می كردند در بسیاری از نقاط جهان امروزه نیز این رسم به نوعی رایج است به عنوان مثال كافی است كه به گورهای شبیه به خانه در گورستانهای ایتالیا نگاه كنیم .

وجه تمایز اصلی فضای خصوصی و عمومی این است كه پیرامون فضای خصوصی بسته است و تنها افراد خاصی اجازه ورود به آنجا را دارند . » در بخش II راجع به فضای شخصی و مرزهای نامرئی در مبحث انسان ـ فضا به تفصیل بحث خواهیم كرد .

فضای مابین

« فضا را می توان سیستمی از روابط میان اشیاء در نظر گرفت . فضایی كه بین
اشیاء قرار دارد ( فضای مابین ) تنها یك فضای تهی نیست . فضاهای مابین برای شناخت اشیاء ضروری هستند . بدون این فضاها بازشناسی مستقل اشیاء عملی نیست و گذشته از آن ، فضاهای ما بین نقش بسیار مهمی در رابطه تك تك عناصر با یكدیگر ایفا می كنند .

هر گاه چند بنا همزمان در حوزه دید ما قرار بگیرند ما روابطی بین آنها احساس می كنیم كه این روابط تنها از طریق فضاهای بین آنها ایجاد می شود . هر گاه دو ساختمان كاملاً در كنار یكدیگر باشند یكی از آنها جزئی از دیگری به حساب می آید و اگر فاصله دو ساختمان خیلی زیاد باشد دیگر رابطه ای بین آنها وجود ندارد . پس این فضای ما بین آنهاست كه وسیله ایجاد ارتباط میان ساختمانهاست و به این ترتیب است كه این فضا در شكل پردازی معماری اثری كاملاً معمد دارد .

خیابان و میدان به عنوان مثال فضاهای مابینی در یك شهر به شمار می روند كه نقش بسیار مهمی در شكل گیری آنها ایفا می كنند . [20]

تهی ( خلاء )

« فضای ما بین كجا تمام می شود ، تهی كجا آغاز می شود ؟ نوع فضای مابین تابع اندازه ، تناسب و فرم عناصر محدود كننده آن است . اگر این سه عامل بر روی فضا ما بین دو چیز اثر نگذارند ، فضای موجود را تهی می نامیم . زمانی از تهی كامل صحبت می كنیم كه اصلاً هیچ چیز قابل تشخیص نباشد . مثلاً تاریكی مطلق یا بر روی دریا هنگامی كه آسمان صاف و بدون ابر باشد …. تهی به معنای یكنواختی محض یا فقدان هر نوع تحریك ادراكی تنها بر روی دریا و یا در تاریكی مطلق نیست بلكه در بین ساختمانهای مسكونی یكنواخت نیز احساس می شود به شرط اینكه موقیعت ساختمانها نسبت به یكدیگر به گونه ای باشد كه باعث تشدید یكنواختی شده و نمادها طوری طراحی شده باشند كه در عمل محركی موثر بر ادارك ایجاد نكنند . در این صورت است كه احساس انسان آكنده از یكنواختی می شود و خود را تنها و منزوی می پندارد یا به عبارت دیگر تهی را درك می كند . » [21]

« هر ساختار فیزیكی حاصل تركیب فضای پر ( فیزیك و بدنه ملموس ) اجزاء و همین ترتیب استقرار آن ها ( فضای خالی ) می باشد . ترتیب فضاهای خالی متفاوت با حفظ اجزای فیزیكی ثابت سبب بروز عینیات مختلف می گردد و به طبع آن نحوه و كیفیت ارتباطی آن با ناظر تفاوت می یابد . از آنجایی كه موضوعات مختلفه هر یك دارای فضاها نیز به طور مشخصی در بروز خارجی آن مجموعه فیزیكی كاملاً موثر می باشد ، تا بجایی كه تركیب غلط فضاهای خالی دو موضوع تأثیر كاملاً منفی در بروز هر یك از آن ها می گذارد ، علیرغم آن كه هر یك به تنهایی با فضای خالی خود موجه و قابل قبول بوده اند .

« واقعیت شامل مجموعه حقایق و ضد حقایق است . در مقابل هر حقیقتی یك ضد حقیقت وجود دارد كه آن نیز به نوبه خود حقیقت است . وقتی تنها حقیقت یا ضد حقیقت را در نظر می گیریم فقط نیمی از واقعیت در بر گرفته می شود كه از كمال و وحدانیت بی بهره است . » هرمان هسه . [22]

« در فلسفه شرق تهی بودن یا خالی بودن یك نظریه نیست بلكه یك تجربه است . ذكر ابیاتی از « دائود جینگ » در اینجا بی فایده نیست .

« چه زحمتی دست كار كردن با گل خام »

« زیبایی كاسه گلین در چیزی است كه نیست »

« چه كاری است زیاد ، در باز كردن در و پنجره در خانه »

« سفید بودن خانه در چیزی است كه نیست »

مرا فهمیدن این ابیات می بایست معنی « WU » را فهمید . « WU » در فرهنگ چنین به معنی خلاء كامل یا تهی بودن همانند فلسفه غرب نیست . بلكه خالی بودنی تعریف شده است كه دارای ویژگیهای خاصی است كه چیز مشخصی نیست . بدین ترتیب خالی به معنی تهی بودن ویژه است .

چیزی كه می توان شناخت این تهی بودن در ارتباط خاص با بودنی خاص است . بنابراین تهی بودن یك واقعیت است نه یك نظریه انتزاعی . به این ترتیب فهمیدن بخش خالی كاسه گلین و رابطه آن با بخش پر قابل درك می گردد ولی مشكل می توان تساوی این دو موضوع را قبول كرد .

چون آن « خالی بودن » مشخص است كه در شی مشخصی حضور ندارند یا به عبارت دیگر عدم حضور در لحظه برابر خلاء نیست . مثل خالی كاسه یا خالی اطاق كه واقعیت دارند . بنابراین در تائوئیسم این خالی دارای فایده او عملكرد است ، ولی آن چیزی كه این فایده را می سازد و همان شكل یافتگی گل است .

این خالی است كه پر را می سازد و پر است كه خالی را به وجود می آورد . » …. خالی در تائوئیسم دو ویژگی دارد . ویژگی مكمل بودن مثال این مورد همان رابطه دو طرفه و ضروری بین پر و خالی است كه بخش پر برای ایجاد خالی و خالی برای عملكرد پر لازم است . ویژگی تناوب همان مثال قبلی در این مورد می توان به شرح زیر بیان كرد كه وقتی ظرف پر است آمادگی خالی شدن را دارد و وقتی خالی است خود را برای پذیرش آماده كرده است . این رابطه دوگانه منطقی توسط نشانه یا نماد تائوئی « تاجی تو » بیان شده است كه در آن خالی توسط بخش تیره یعنی « ین » بیان شده و بخش پر توسط رنگ روشن یعنی « یانگ » [23]

عناصر فضا

در بخش پیش مفاهیم كلی فضای هستی و معماری را بیان كردیم . همانطور كه می دانیم برای شناخت بیشتر یك موضوع شناخت عناصر آن در فهم آن بسیار موثر می باشد . در این فصل ابتدا عناصر فضای هستی و سپس عناصر فضای معماری « كه آنرا بخشی از فضای هستی می توان تلقی كرد » را بررسی می كنیم .

« فضای هستی به عنوان سیستم نسبتاً پایداری از طرح های ادراكی و یا انگاشتهای محیطی یاد شده و مانند سایر پدیده ها فضای هستی خصوصیتی مادی می باشد .

پیاژه ثابت می نماید كه فكر پیدایش یك دنیای نظام یافته ، به تدریج و در زمان كودكی بوجود می آید شاید بر اساس چند ادارك مستقیم كه دارای اولویت هستند و الزاماً اینكه این دنیای نظام یافته یك رشته تصورات فضائی را كه در حال گسترش هستند ، در بر می گیرد ، اكنون باید دید كه چگونه این انجام پذیرد ، پیاژه معمولاً با بكار بردن كلمه بقاء این روند را مشخص می سازد .

« اساسی ترین تجربه اینست كه اشیاء ماندنی و دائمی هستند ، اگر چه ممكن است آنها از میان رفته یا تغییر ماهیت بدهند . اصل مطلب بر روی ساختمان اشیاء پایدار و دائمی تحت تصورات ناپایدار ادراك آنی دور می زند ، این بدان معنی  است كه اولاً نحوه شناخته راه یعنی ایجاد دنیایی از مشابهات و همانندی  ها را می آموزد و ثانیاً اشیائی كه با محلهای مشخص شناخته شده اند . و با جایگزین نمودن آنها كلیاتی جامع تر یعنی در فضا مربوط می نماید …. كودك به تدریج و طی زمان می آموزد كه چگونه بین اشیاء متغیر تفاوت قائل شد ، و از اولی به عنوان قالب برای جایگزین نمودن و ساختن دومی استفاده نماید بنابراین گسترش مفهوم فضا و تصور فضا به عنوان نظامی از مكانها برای یافتن یك محل اتكای وجودی شرط لازم است . » [24]

به نظر روانشناسان « طرحهای اصلی اولیه عبارتست از پیدایش و برقراری مكانها ، منظور تقارن مسیرها با طریقه یعنی تداوم و مساحتها یا سطوح كه منظور پیوستگی وحدت می باشد . دانستن این نكته كه طرح های موضعی با مفاهیم مبنایی كه توسط فری به میان آمده شباهت زیادی دارد . پس ابعاد و خصوصیات اولیه فضای هستی به نظر كاملاً واضح بوده و لازم است با دقت بیشتری مورد بحث قرار گیرد .

جا ، مكان و مركز

در زمینه های ادراك غیر ارادی فضای انسانی تمركز عینی و موضوعی داشته ، لذا تكامل طرحها به تنهایی مطلب را نمی رساند كه مفهوم مركز ، به عنوان مقاصد كلی تشكیلاتی مقرر گردیده بلكه آن مراكز مشخص همانند نقطه عطف در محیط گسترده شده اند . این احتیاج به قدری شدید می باشد كه بشر از زمانهای گذشته تا بحال تمام جهان را بصورت وجود تمركز یافته ای تصور نموده است .

در بسیاری از افسانه ها مركز جهان بصورت یك درخت یا ستون ، عنوان گردیده كه كنایه ای از محور عمودی دنیا می باشد . كوهها نیز همانند نقاط تلاقی آسمان و زمین تصور شده اند .

یونانیان در زمانهای گذشته ناف عالم را در دلفی تصور نموده . رومیان قدیم نیز سرمایه داران را نیز به عنوان كانون عالم می دانسته اند همانطوریكه مكه معظمه نیز برای ما مسلمانان هنوز هم مركز عالم می باشد . الیاد [25] به این مطلب پی برد كه از نظر بسیاری از عقاید دستیابی به مركز مشكل می باشد ، در حالیكه تقرب به مركز هدف ایده آلی می باشد كه تنها می توان سپس از تحمل سفر یجان فرسا به آن نائل آمد . دست یابی به مركز ، مستلزم شناخت و درك بخصوصی می باشد . در آنجا به جای وجودی كاذب و غیر واقعی دیروز ، موجودیتی جدید ، واقعی ، پایدار و پر قدرت ، جانشین
گردیده ……….

فایل ورد 147 ص

قیمت فایل فقط 7,700 تومان

خرید

برچسب ها : مفهوم كلی فضا و مكان , فضا و مكان , مفهوم فضا , سیر تاریخی مفهوم فضا , انواع فضا

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر