امروز: یکشنبه 27 آبان 1397
دسته بندی محصولات
بخش همکاران
دسته بندی صفحات
لینک دوستان
بلوک کد اختصاصی

بررسی پوشاک بین النهرین

بررسی پوشاک بین النهرین دسته: نساجی
بازدید: 19 بار
فرمت فایل: doc
حجم فایل: 32 کیلوبایت
تعداد صفحات فایل: 54

دراكثر تمدنهای پیش آریایی در خاور نزدیك‌( پیش عبید، عبید، اور)، لباس به عنوان یك پوشش حقیقی به وجود آمده بود، چنانكه نمونه های آن در سومر واكد مشاهده شده است پوشیدن لباس پیش ازهزارة سوم بسیار فراگیر بود و بدون شك از خلیج فارس تا منطقة مدیترانه مرسوم بوده است درطول دورة پیش نوشتاری درتاریخ بین النهرین كه از3400 ق م اغاز شده و تا 2900 ق م ادامه ی

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

پوشاك بین النهرین

دورة پیش نوشتاری و اوایل سلسله گذاری (3400-2000 ق. م)

دراكثر تمدنهای پیش آریایی در خاور نزدیك‌( پیش عبید، عبید، اور)، لباس به عنوان یك پوشش حقیقی به وجود آمده بود، چنانكه نمونه های آن در سومر واكد مشاهده شده است. پوشیدن لباس پیش ازهزارة سوم بسیار فراگیر بود و بدون شك از خلیج فارس تا منطقة مدیترانه مرسوم بوده است. درطول دورة پیش نوشتاری درتاریخ بین النهرین كه
از3400 ق .م اغاز شده و تا 2900 ق . م ادامه یافته است، وضعیت اقتصادی جامعه- كه تا آن زمان كاملاً بركشاورزی متكی بود- سبب شد تا بسیاری از اقشار عادی مردم به كار كشاورزی اشتغال یابند. خصوصاً  در مناطق جنوبی تر بین النهرین كه زمینهای حاصلخیز تر بود و طبیعتاً كشاورزی رونق بیشتری داشت، كار عمدة مردم كشاورزی بود. شغل كشاورزی وسایر كارهای روزانه بدون پوشش و با ظاهری برهنه انجام می شد.

در طول دوره های اولیة سلسله گذاری(2900-2334ق.م) استفاده از پارچه تا اندازه ای، عمومی تر شد وزنان و مردان دارای پوششی تقریباً مشابه بودند. این پوشش شامل پارچه ای بود كه دور تن می پیچید و قسمت كوتاه آن درناحیة چپ بدن، پشت لگن قرار میگرفت، جایی كه دنباله های دو طرف پارچه به یكدیگر گره می خورد یا كمربندی روی آن بسته می‌شد. دور تا دور دامن را ردیفی از شرابه های بلند، متشكل از حلقه های پود، فرا می گرفت. در دوره های بعدی نوع مجلل تری از این تن پوش با ردیفهایی از حلقه ها یا پرزها، كه همه جای لباس را پر می كرد. رواج یافت.

در دوره های اولیة تمدن سومری در هزارة چهارم قبل از میلاد- مردم از پوست گوسفند و بز برای پوشش خود استفاده می‌كردند، به نحوی كه لایة پشم دار آن به طرف داخل قرار می گرفت. حتی زمانی كه استفاده از پارچه را برای دوخت لباس آموختند باز به سراغ بزها و گوسفندان رفتند تا مواد خام پارچه های خود را از آنها تهیه كنند.

دستیابی سومریان به شیوة جدیدی از تهیة پوست، این امكان رابرای آنها فراهم آورد كه به شكل دیگری از پوشش – كه بیشتر شبیه یك لباس بود- دست پیدا كنند. به این لباس، اصطلاحاً لباس بلند (gown) می گویند

انواع پوست، كه از حدود 2885ق. م تا آن زمان به شكل دامن و بالاپوش استفاده می شدند، به لباسهای بلند تغییر شكل دادند. یكی از عمده ترین تغییرات،‌پیدایش آستین در لباس است؛ اگر چه شاید قیقاً آستین  واقعی نبوده و احتمالاً قسمت ندوخته ای از پوست بوده كه روی بازو می افتاده در حاشیة پایین دامن این لباس كه قدمتش به هزارة سوم قبل از میلاد می رسد، ظاهراً شرابه های از جنس تسمه های چرمی آویزان بوده است.

با سیر اجمالی در نحوة تكامل شكل و شیوة تهیة این تن پوش می بینیم كه نخست این لباس قط به منظور پوشاندن پایین تنه انسان و از پوستهای خواب دار یا بدون خواب طراحی و تدارك شده بود. بعدها همین پوشش از پارچة پشمی برش خورده تهیه می شد كه با تعداد اندكی درز به هم دوخته می شد. این، همان «شكل ابتدایی» لباس سومری اس كه پیش از سومریان نیز به كار می رفت و در هزاره های دوم و سوم قبل از میلاد به این شكل لباس «كنكس» (كناكه- Kaunakes) می گفته اند. البته این واژه به نوعی از پارچه یا موی حیوان(بزو گوسفند) نیز اطلاق شده است.

در قدیمی ترین آثار سومریان «كنكس» به ظاهر، دامنی بود به اندازة طول بدن شده بود؛ و پیكركهای آهكی كشف شده، مردانی را می توان مشاهده نمود كه همین دامن را به دور كمر بسته و با عبور یك گوشة آن، از دوران كمربند،‌آن را بر بدن محكم نگه داشته اند. بدون شك، گرهی كه در پشت به نظر پرحجم می آید منگولة این كمربند بوده، و ظاهراً بقایای دم جانوری است كه به شیوة گذشتگان،‌ پوست و موی آن برای پوشش به كار می رفت.

یكی از قدیمی ترین قطعات پوشش سومریان شال بلند پشمی است كه از طرح لباس كلاسیك هند گرفته شده است. این احتمال وجود دارد كه در ابتدای هزارة سوم مردمی كه از قشر فرو دستان بوده اند شال ریشه داری، كه جنس زبری داشت و باریكتر از شكل اصلی هندی آن بود، به دور باسن خود می پیچیدند، خواه از پهنای آن برای لندای دامن استفاده می كردند و یا چند بار از وسط تا می زدند و بعد استفاده می كردند. در این حالت، این شال ریشه دار ظاهری شبیه به شنتی(Shenti) مصریان پیدا می كرد، یا شاید شبیه به فاروس (farus) كه امروزه كارگران عراقی آن را بر تن می بندند در هر حال،‌با دقت در آثار گوناگون می توان چنین نتیجه گرفت كه این شال معمولاً از جنس پوست، پشم یا پرچة لطیف بوده است. همین شال را كاه ممكن بود محكم به دور بدن بپیچند و انتهای آن را روی شانة چپ بیندازند. به نظر می رسد زنان و مردان تقریباً از همین نوع پوشش بر تن می كردند. گاهی این شال را به شكل نوعی دامن می بستند و گاه دنبالة آن را طوری می انداختند كه شانة راست آزاد می ماند.

با این شیوة استفاده از پارچه و پیچیدن آن به دور بدن، شال سومریان نقش تن پوشی مستقل پیدا كرد. گاهی اوقات به عنوان یك دست لباس كامل پوشیده میشد، مانند لباسی كه پیشتر توضیح داده شد و عبارت بود از لباسی بلند یا دنباله ای روی شانة چپ.

شكل لباس زنان مشابه مردان بود با این تفاوت كه در لباس آنها از پارچه های عریض تری استفاده می شد تا به بلندی لباس افزوده گردد. به این ترتیب كه بخش كوتاهی از پارچه را روی شانة چپ به سمت جلوی سینه و دنبالة آن را به پشت رها می كردند، از زیر بغل راست عبور می دادند و از جلو دوباره روی شانة چپ می انداختند. این شیوة پیچیدن پارچه باعث می شد تا دست چپ تا مچ پوشیده شود. اما،‌برای ثابت نگاه داشتن دو لایة پارچه و ممانعت از افتادن یا لغزیدن آنها به روی هم، گمان می رود كه از فیبولا (fibula) یا چیزی شبیه به سنجاق امروزی استفاده میكردند. یا آنها را با كوك مخفی محكم می ساختند. بلندی این لباس، تا قوزك پا بود.

بدین ترتیب، به نظر می رسد به احتمال قوی استفاده از این شال با استفادة سومریان از «لباسهای بلند» كه بر پیكرة زنان دیده شده، همزمان بوده است. نمونه هایی كه در این تصاویر دیده می شود اولین نمونه های این لباس اند كه تصاویری از آنها در میان سومریان واكدیها ارائه شده است و به این دلیل داشتن یقة گرد و آستینهای كوتاه كه فقط تا بالای بازو را می پوشانند به راحتی قابل تشخیص اند. سراسر این لباس از درزهای افقی تشكیل شده كه در میان آنها نوارهایی از مو، یا پشم حیوانات دوخته می شد. به طوری كه با تمام شدن یك نوار نوار پایین تر شروع می شد و لباس رابه شكل مطبق در می آورد

لباسی كه برای زنان معمول بود به نحوی طراحی شده بود كه هر دو شانة آنها را می پوشاند، و البته این طرح تازگی نداشت، اما در این زمان بیشتر مورد استفاده قرار گرفت. طرح مورد نظر به این صورت بود: پارچة مستطیل شكلی را در نظر بگیرید كه وسط ضلع بلند آن روی سینه قرار گرفته و كناره های آن را زیر بغل به پشت می رفت و در پشت به صورت ضربدری از روی یكدیگر عبور كرده و چنان از روی شانه ها به جلو آورده می شد كه بازوها را می پوشاند.

در دوره های بعدی- اما نه چندان دور- این نوع لباس بلند به كار می رفت، با این تفاوت كه شیوة برگشت شال به جلو وافتادن آن از روی شانه طوری طراحی شده بود كه بدون آستین به نظر می آمد وبازوها را نمی پوشاند.علاوه بر آن، جنس مورد استفاده به جای پوستهای خواب دار، پارچه لطیف بود.

از نیمة هزارة دوم قبل از میلاد به بعد، به نظر میرسد هنوز تفكیكی بین لباس زنان و مردان صورت نگرفته باشد، مگر دربارة جزئیات و ظرافتهایی كه در لباس به كار گرفته میشد. نزد مردم شوش، شال بهعنوان یك پوشش بیرونی مورد توجه خاص بود و سعی می شد تا آن را زیباتر جلوه دهند، از ای رو احتمالاً این گونه پرداختن به جزئیات و ظرافتهای لباس نتیجه نگرش این منطقه به خوش پوشی بوده است.

در برخی آثار به جای مانده نقش پارچة بعضی از لباسها شامل طرحهای شبكه ای و دایره ای كوچك بود كه در مركز هر یك از آنها یك فرورفتگی وجود داشت. احتمالا این فرورفتگیها به سبب اشتفاده از پولك و مهره هایی از جنس طلا، لاجورد(lapis iazuli) عقیق (agate) یا عقیق ترتیب‌،هنرمندان خلاق بین النهرینی می توانستند ارزش و شكوه پارچة به كار رفته درلباس پیكرة مورد نظرشان را به بینندگان اثر، منتقل كنند، هر چند، بیشتر اینگونه پارچه ها مورد استفادة فرادستان بوده است كه از قدرت مالی بیشتری برخوردار بودند.

شكل پوشاك بابلیان كه تا آن زمان ویژگی پوشاك سومریان را داشت و به اسم لباس سومری شناخته می شد، از آن پس خود را ز این وابستگی رهانید و برای اولین بار برای كسب هویتی مستقل گام برداشت. اما تغییراتی كه منجر به شكل گیری هویت جداگانه ای برای لباس بابلیان شد، تغییراتی نبودند كه بتوان آنها را به سادگی نتیجة دخالت اقوام مهاجم كوه نشین، شامل هیتی ها، كاسی ها و هوری ها، دانست. اساس لباس اولیة آنها بیشتر بر مبنای «هنر پیچیدن پارچه» به دور بدن بود تا بر مبنای برش و دوخت؛ همانطور كه در میان سومریان نیز این چنین بود.

در مجسمه ها و نقوش برجسته، لباس آنها را به شكل لباسی تنگ و چسبان (sheath) نشان داده اند كه گویی به بدن كاملاً چسبیده است. این شكل ظاهری لباس حاصل تمهید هنرمندانی بوده كه قصد داشته اند تا حد امكان از ایجاد چین و شكن هنگام تصویر كردن پارچه پرهیز كنند تا به جلوة برودری دوزیهای ظریف و زینتی لباس افزوده شود.

درمیان افراد طبقات گوناگون اجتماع استفاده از «ردای بلند سومری» همچنان تا دورة سارگون تداوم یافت. این ردا، كه روی آن معمولاً كمربندی بسته می شد و تا بالای ساعد را می پوشاند، در میان درباریان سارگون نوعی شیوة پوششی تلقی می شد.

در این دوره،‌زنان اقشار عادی یا فرودستان نیز همین پوشش را برتن می كردند. نمونه ای از پوشش زنان را در نقش برجسته می توان مشاهده كرد.

اگرچه، تدریجاً بین مردان، این لباس بلند سومری، جای خود را به «تونیك» داد- تونیكهایی تمام قد( تقریباً تا روی ساق پا) یا نیمه بلند‌( تا حدود ران) و عمدتاً با آستینهای بلند (تا مچ) این پوشش احتمالاً ابداع اقوام كوه نشینی بود كه در دورة تسلط كاسیان بر بابل از مرزهای ایران وارد بین النهرین شده بودند و اقلیم بومی آنان ضرورت چنین پوششی را ایجاب می كرد.

مردم كوه نشینی كه وارد بین النهرین شده بودند با خود لباسهایی سنگین و پرتزیین كه به آن كندیش گفته می شود، گاهی حاشیة پایینی این تونیك با ردیفی از منگوله تزیین می شد این تن پوش امروزه درشرق، به شكل یك پیراهن پوشیده می شود. به عنوان مثال، در مناطق جنوبی ایران و كشورهای عربی صورتی از آن را، معروف به «دشداشه» می توان مشاهده نمود كه بلندی لباس تا قوزك پا می رسد.

تونیك مردان سه شكاف بود، یكی به روی سینه كه بالای آن با دو بندینك یا منگولة پشمی بسته می شد و دو تای دیگر برای حلقه آستین. البته، آنچه در اینجا به عنوان حلقه آستین مطرح است، تفاوت دارد. در آن زمان ایجاد تنوع در شك هر یك از قطعات لباس كه ضرورت طراحی در آن پیش می آمد، مانند حلقه آستین، گردی یقه و سایر برشها- كه امروزه پیوسته به تعداد و تنوع آنها افزوده می شود- به طور جدی صورت نمی گرفت. گرچه، كلاً به نظر می رسد كه در این منطقه پارسیان و كاسیان بیشتر از سایرین دست به ایجاد تنوع می زدند و خصوصاً در دوخت و طراحی لباس تلاش بیشتری میكردند.

طبق نظر فراسنوابوشه (Francois Boucher) به روی تونیك مردان بابلی و آشوری یك ردای شرابه دار یك تكه پیچیده می شد. این ردا حالتی از همان « شال سومریان» است كه اغلب حجیم بود و پس از عبور از زیر بازوی راست روی شانة چپ، به سمت پشت انداخته می شد لباس مردان بابلی نوین یا آشوری، كه نمونة باشكوهی از آن را به روی پیكرة آشوربانیپال دوم (Ashurbanipal II) و شلمانصر سوم (Shlmaneser III) می توان مشاهده كرد عبارت بوده است از دو یا چند یا احتمالاً سه قطعه: تونیك زیرین، ردای شرابه دار و یك شال بزرگ، كه این یك یا دو مورد اخیر به افراد صاحب مقام اختصاص داشته است. به عقیدة بوشه فقط زنان گاهی كمربندی طنابی روی لباس بلند خود می بستند و در مورد لباس مردان توضیح خاصی دربارة نحوه و ترتیب پوشش آنها داده نشده است.

بعلاوه، ردای شرابه دار و شنل رویی در پیكره های آشوربانیپال دوم و شلمناصر سوم، از یكدیگر تفكیك نشده است. اما این احتمال را میتوان در نظر گرفته كه این شنل نازك و ریز بافت كه روی شانة چپ می افتاد و دازای آن از جلو و پشت تا روی زمین بود، به قشرفرادستان یا فقط به حكمرانان تعلق داشت و استفاده از آن برای عموم ممنوع بود. دربارة اینكه چگونه این شنل بلند- كه در ذهن، شنل یكطرفة سزار و رومیها را تداعی میكند- به روی شانة چپ نگه داشته می شده، نظریة خاصی اراه نشده است. شاید بتوان حدس زد كه،‌قلاب یا بندی محكم می شده است. این شنل روی ردای شرابه دار پوشیده می شد. دست چپ ازآرنج خم شده و سراسر آن تا مچ،‌در پس شنل پنهان می شد. سپس كمربند به دور كمر و از زیر آرنج عبور می كرد و بسته می شد. در تصویری كه نمای پشت آشوربانیپال دوم را نشان میدهد، خطی كه گویای چگونگی قرار گرفتن این شنل در پشت پیكره باشد حذف شده است.

نكته دیگری كه اختلاف برانگیز به نظر می آید و تذكر آن ضروری است مسألة استفاده از كمربند رویی در این شیوة پوشش است. این كمربند كه در بسیاری موارد اصلاً به آن اشاره نشده است و در برخی دیگر از منابع كتوب ممكن است آن را قطعه ای جدا از سایر قطعات لباس معرفی كرده باشند، در بعضی نمونه های باقی مانده، ادامه ای از پارچه ردای شرابه دار است كه به سبب ظرافت بافت پارچه آن را تابیده و یكبار به دور كمر پیچیده اند و در جلو آورده باقلاب یا سگكی بسته شده است؛ به گونه ای كه حاشیه ای عمودی در طرف راست سینه ایجاد میكرد.

احتمالاً در شكل دیگر این كمربند، تسمة چرمی پهنی بود كه در حقیقت یك طناب بافتة باریك یا قیطان ظریف، این كمربند را به انتهای ردای شرابه دار در جلو و سمت راست كمر متصل می كرد.

از تزییناتی كه از 2100 ق . م به روی لباسهای بابلی و آشوری نوین به كار می رفته باید شرابه های صاف و مگوله ای را عنوان كرد. كمی پس از این تاریخ، برودری دوزی باب شد كه استفاده از آن به عنوان تزیین لباس تا پایان دورة پارسیان ادامه یافته است.

تصاویر كارگران و پیشه وران مربوط به دورة «آشوری نوین» (Neo- Assqrian) آنها را در لباسهایی با تزیینات مختصر نشان می دهد. معمولترین لباس مورد استفاده قشر فرودستان از جمله قشر كارگر، تونیكهای بلند یا نیمه بلند بود كه با كمربند یا شال كمر به بدن محكم بسته می شد و پیشتر با جزئیات بیشتری به آن پرداخته شد. «تونیك ساده با كمربند» حتی در دوره های بعدی آشوری نیز پوشیده می شده اس. برای مثل كارگرانی كه تحت فرمان سنا خریب ( Sennacherib) بودند از همین شیوة پوشش استفاده می كردند این لباس راحتی خدمتكاران و ماهیگیران نیز می پوشیدند. همچنین، در نقوش برجستة سناخریب مردی كه داماد است و مرد دیگری كه تیمارگر است با تونیكهای كوتاهی ترسیم شده اند كه روی آنها كمربند بسته شده و یك شال كمر شرابه دار نیز از زیر آن عبور كرده، دنبالة آن، میان دو زانو آویخته شده است.

براساس بررسیهایی كه تاكنون صورت گرفته، در این دورة حكومتی، قایقرانان و شكارچیان، تونیك سادة كوتاهی برتن می كردند كه گاهی اوقات بدون كمربند پوشیده می شد البته تصاویر نقوش برجسته ای نیز از نوازندگان و كاتبان باقی مانده كه چون معمولاً در محافل حكمرانان و فرادستان حضور داشته اند، پوشش آنها در بخش فرادستان توضیح داده می شود.

بنابرآنچه گفته شد، روشن می گردد كه «لباس ابتدایی» سومریان موجب پیدایش و تكامل لباس معمولی بابلیان و آشوریان شد و هریك از این فرهنگها با افزودن یا كاستن برخی عناصر اصلی یا فرعی لباس، موجب تنوع شیوه های پوشش و شكلهای گوناگون لباس شدند، لذا،‌در طی دورة طولانی تمدن بین النهرین، می توان تأثیر سلیقه ها، شرایط و اوضاع اجتماعی، اقتصادی، اقلیمی و غیره را ملاحظه كرد. در هر حال، آنان توانستند توانایی های خود را برای آیندگان جاودان سازند. این توانایی ها در سایر جنبه های پوششی یا وضع ظاهری نمود پیدا می كند كه در بخشهای بعدی به آنها خواهیم پرداخت.

قیمت فایل فقط 15,000 تومان

خرید

برچسب ها : پوشاک بین النهرین

نظرات کاربران در مورد این کالا
تا کنون هیچ نظری درباره این کالا ثبت نگردیده است.
ارسال نظر